سفارش تبلیغ
صبا ویژن























MY LIFE

می دانم 

حوصله ی چیزی را نداری 

حتی حوصله ی خواندن این کلمات را شاید

دلت گرفته

گلایه داری و خسته ای ..

هر روز که بی معنی تر میشوند آرزوهایت و رویاهایت

دلت یک آغوش امن میخواهد 

دلت خواسته شدن میخواهد 

دلت میخواهد محض رضای خدا یک بار هم سهم تو لبخند باشد

باور کن همه ی اینها را میدانم 

آنقدر میدانم که تمامش را گذرانده ام 

والبته میگذرانم 

ولی میدانم گاهی خوب است چشمانت را ببندی و داشته هایت را بشماری

خوبی هایت را ... مهربانی هایت را

خوب است بشماری چند چشم شوق دیدارت را دارند

چند گوش به انتظار صدایت پشت بوق ممتد تلفن نشسته اند

بشمار چند نفر از دیدنت در کوچه و خیابان لبخند میزنند

بشمار وجودت آرامش نا آرامی های چند نا امید از روز و روزگار است...

چشمانت را ببند و تصور کن

تمام روزهایی را که در راه داری

آدم هایی که هنوز ندیده ای و مطمن باش

میان همین روزها یک نفر یک جا آنقدر تورا میخواهد 

که یادت می رود روزی جایی کسی از سر ندیدن و کم دیدن تو را نخواست...

باید بدانی کسی که قلب تو را که تمام و کمال برایش میتپید نخواست

تا عمر دارد قلبی اینچنین برای لحظه هایش نخواهد بود 

قسم میخورم...  ..


نوشته شده در یکشنبه 94/11/25ساعت 9:56 صبح توسط baran نظرات ( ) |


 Design By : Pichak